میدان پانزده خرداد- داخل محوطه كاخ گلستان
تأسيس موزه مردمشناسي به سالهاي آغازين دوران پهلوي مربوط ميشود و فرمان تأسيس اين موزه در سال 1314 شمسي توسط رضاشاه پهلوي صادر شد. پس از صدور اين فرمان، کارشناساني با هدف جمعآوري اشياء و لوازم زندگي مردم شهرها، روستاها و اقوام مختلف به اقصي نقاط کشور اعزام شدند. در مهرماه سال 1316 شمسي، پس از تلاش زياد اين موزه در ساختماني واقع در خيابان بوعلي که هماکنون محل انجمن آثار و مفاخر ملي ايران است، گشايش يافت. 30 سال پس از بازگشايي موزه مردمشناسي، در سال 1347 شمسي اين موزه بنا به دلايلي به عمارت فعلي کاخ ابيض در کاخ گلستان منتقل شد.
کاخ ابيض در اواخر سلطنت ناصرالدينشاه در گوشه جنوب غربي محوطه کاخ گلستان ساخته شده و به علت سفيدي رنگ نماي ساختمان که به شيوه بناهاي قرن هجدهم اروپا گچبري و نماسازي شده بود و پلهها و ازارههاي آن که از مرمر سفيد رگهدار بود، کاخ ابيض ناميده شد. اين کاخ به دليل نگهداري از هداياي ارزشمند سلطان عبدالحميد آخرين پادشاه عثماني، در محل کلاهفرنگي يا برج آغا محمدخاني ساخته شد. پس از مدت کوتاهي که اين کاخ محل نگهداري هداياي سلطان عبدالحميد بود، به محل کار صدراعظمها اختصاص يافت و نخستوزيران دولتهاي بعدي نيز مقر خويش را در همين کاخ قرار دادند و جلسات هيأت دولت در تالار بزرگ آن که به سبب هداياي سلطان عثماني به تالار عبدالحميد شهرت يافته بود، تشکيل ميشد. در سال 1333 دفتر نخستوزيري به ساختماني در خيابان پاستور منتقل شد و کاخ ابيض در اختيار هنرهاي زيباي کشور قرار گرفت و محل تشکيل نمايشگاههاي موقت و مرکز فعاليتهاي اداره کل موزهها و فرهنگ عامه آن زمان شد.
از جمله نمايشگاههايي که سال 1336 در اين موزه برگزار شد، نخستين نمايشگاه پوشاک زنان ايران بود.
پس از تشکيل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال اداره مذکور به محل جديد خود، در سال 1344 به مناسبت برگزاري جشن تاجگذاري محمدرضا پهلوي، تعميرات و الحاقاتي در اين موزه انجام گرفت و بناي دو طبقهاي در بخش غربي به آن الحاق شد و از آبان 1347 موزه مردمشناسي به اين مکان منتقل شد.
موزه مردمشناسي يکي از قديميترين و غنيترين موزههاي مردمشناسي در سطح کشور بوده و به عنوان موزه مادر مردمشناسي شناخته شده، است. اين موزه در دو طبقه و از بخشهاي متنوعي تشکيل شده که طبقه همکف شامل بخش اداري و تالارهاي نمايش است. طبقه اول نيز دربرگيرنده تالارها و آثار جذاب و متنوعي است و در اين طبقه پوشاک مناطق مختلف ايران و پوشش مردان و زنان قاجار و موارد ديگر در معرض تماشاي بازديدکنندگان قرارگرفته است.
گيوه کش، سفال، سنگ، چوب، فلز، نمد، قلمکار، عروس، عقدنامه و وسايل نوشتافزار و موسيقي بخشي از موارد معرفي شده در اين موزهاند.
گيوه کش: بافت گيوه از ديرباز در ايران رواج داشته و به عنوان پاپوش سنتي از نخ و يا ابريشم بسيار متداول بوده و بيشتر به عنوان کفش تابستاني مورد استفاده قرار ميگرفته است.
سفال: در ميان هنرهاي دستي ايران سفالسازي از ارزش ويژهاي برخوردار است زيرا سفال از اولين دستساختههاي انسان است و اشکال و تزئينات روي ظروف سفالي خيلي قديميتر از تصاوير کتابهاي خطي بوده و براي بررسي عقايد آداب و رسوم اجتماعي شناخت لوازم، اثاثيه، البسه و منسوجات و بطور کلي زندگي جوامع مدرک و سند معتبري است.
سنگ: سرزمين ايران منابع سرشاري از انواع سنگها همچون مرمر، گندمي، سياه، يش، يزدي، سماق، آهکي و سنگ ميکا دارد. اگرچه در آثار هنري ايران نمونههاي سنگتراشي در ظاهر اندک است اما همين تعداد نشان از اهميت و ظرافت هنري اين حرفه دارد. ظروف سنگي همواره براي پخت و پز و ديگر مقاصد خانهداري بکار ميرفته اما گاهي اشياي تزئيني نيز از دل سنگ بيرون مي آورند. از مراکز سنگتراشي کنوني در ايران ميتوان به مشهد و قم اشاره کرد.
چوب: کار روي چوب از جمله هنرهاي رايج در ايران است و منبت، معرق و خاتم از آثاري هستند که با ظرافت و دقت فراوان از قطعات چوبي ساخته ميشوند و زيبايي آنها معرف ذوق و هنر خالقان آنها است.
فلز: تاريخ فلزکاري به کشف ذوب فلز در حدود 5هزار سال پيش مربوط ميشود و اشياء اين ويترين در موزه مردمشناسي اعم از ساطور، طلسم، رمل، مهر، جلدسازي، اسطرلاب و قفلها از اعتقادات و باورهاي ديرين و علم و دانش ايرانيان حکايت ميکند. به عنوان مثال قفل که حافظ و نگهبان است به شکل سگ ساخته شده تا گوياي ذوق و ذهن صنعتگر باشد.
نمد: نمد مصنوعي از پشم و کرک بوده که گرم ومستحکم و در برابر رطوبت نفوذ ناپذير است. علاوه بر استفاده از نمد بعنوان زيرانداز از آن براي تهيه کلاههاي گوناگون که قشقاييها و بختياريها بر سر ميگذارند و يا شولا (بالا پوش) استفاده ميکنند.
از مراکز نمدمالي منطقه ترکمننشين اصطهبانات، گيلان، مازندران، شيراز، قوچان و دزفول را ميتوان نام برد .
قلمکار: قلمکار يا چيتسازي از جمله هنرهاي بسيار قديمي و يکي از روشهاي چاپ سنتي ايران برروي پارچه است. در اين روش نقش مورد نظر بوسيله مهر چوبي برروي پارچه منتقل ميشود کليشه يا مهري که نقش را روي پارچه مياندازد، «قالب» گويند که جنس اين قالبها به طور معمول از چوب درخت گلابي است. رايج و معروفترين مرکز فعاليت اين هنر شهر اصفهان است.
عروس: ازدواج در هر دورهاي داراي آداب و رسومي بوده که اهميت و قداست آن را آشکار ميساخته است. نمونه حاضر در موزه مردمشناسي سفره عقد و لباس عروس تهراني را در دوره قاجار نشان ميدهد که امروزه نيز تقريبا به همين صورت مرسوم است.
عقدنامه و وسايل نوشتافزار: مطالعه و بررسي اسناد و قبالهها از لحاظ شناخت روابط اجتماعي، قدر و اعتبار مشاغل مختلف، آداب معمول هر دوره ، اعتقادات مردم و بسياري مسايل فرهنگي و اجتماعي حائز اهميت است.
خوشنويسي يکي از هنرهاي مورد اهتمام و احترام در دوره اسلامي است. نوشتن آيات الهي ثبت آراء و افکار علمي، توجه هنرمندان بسياري را به خود جلب کرده و خطاطي در سير تکامل خود از تنوع و جذابيت فراواني برخوردار شده و ابزارش به عنوان ابزاري ارزشمند به شکل هنرمندانهاي تزئين شدهاند.
موسيقي: انسان در ميان اصوات به دنيا آمد و مباني موسيقي را از طبيعت آموخت و خود نيز به اصوات جديدي پيبرد و دانست هر حرکتي کم و بيش صدايي ايجاد ميکند. بتدريج انسان متوجه شد که صداهاي منظم در تنظيم کار و تهيج فعاليت او تاثير دارند از اينرو براي حرکت دادن سنگهاي بزرگ با آوازهاي موزون بر قدرت کار خود ميافزود پس قدرت موسيقي را دريافت و توانست با آن احساسات دروني خويش را به منصه ظهور برساند.
استفاده از موسيقي در مراسم شادي و عزاداري گوياي ارتباط مستقيم موسيقي با روان انسان است. قيچک، کمانچه، کرنا، سرنا ، و نقاره جفتي، زينت بخش قسمتي از موزه مردمشناسي هستند.
نظرات بازديدكنندگان سايت